تبلیغات
متن هایی برای هیچ... - پدربزرگ
تاریخ : پنجشنبه 4 شهریور 1395 | 12:58 ب.ظ | نویسنده : Wave girl
پدربزرگ مُرد
_ازبس که سیگارمیکشید
مادربزرگ ساعت زنجیردار اورا
که همیشه به جلیقه اش سنجاق میشد
بمن بخشید..
بعد هاکه ساعت خراب شد
ساعت ساز عکسی رابمن داد
که درصفحه پشتی ساعت مخفی شده بود
_دُخترۍ که شبیه جوانی مادربزرگ نبود!!
پدربزرگ چقدرسیگارمیکشید..


  • paper | فیس چت | کانون زبان انگلیسی