تبلیغات
متن هایی برای هیچ... - چقدر خوشبخت بودی...
تاریخ : سه شنبه 17 اسفند 1395 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : Wave girl

سالها بعد از خیابانی گذر میکنم... دست در دست دخترکی جوان... دخترکی 20 ساله. ناگهان در گوشه ای حواسم پرت کسی میشود... نزدیک میشوم... نگاهش میکنم... به نظر آشنا می آید... زنی مسن تقریبا هم سن خودم، دست در دست همسرش... عاشقانه قدم میزند و میخندد... من اما...انگار لبخند گوشه لبم می خشکد... براندازش میکنم... یک دفعه... قطره اشکی بی اختیار از صورتم سر میخورد و جلوی پایم میچکد... آن دو مات و مبهوت از اینکه چه شده به سمتم می آیند _آقا؟ خوبین؟ _چیزی نیست. ممنون رو میگردانم و دور میشوم... با خودم فکر میکنم چقدر خوشبخت بودند آن دو... راستی چقدر شبیه تو بود؛ شبیه آن دخترک 20 ساله... راستی... چقدر خوشبخت بودی.. :)



  • paper | فیس چت | کانون زبان انگلیسی