تبلیغات
متن هایی برای هیچ... - :(
تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : Wave girl

کنج میدون
خسته از کار
هوا سرد
دست توو جیب و چشما جمع
_اقا یه خیابون اونورِ انقلاب؟
_بیا بالا...
بوی سیگار کهنه توو ماشین
راننده توو خودش
من فکرم توو فکرِ راننده
ضبط قدیمی
خواننده داریوش
آهنگ؟
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم...
خیابون خلوت
کرکره ها پایین
جلو سینما
دو نفر چسبِ هم
_ولیعصر؟
_بیاید بالا...
(صندلی عقب)
_سرده...
_میگی سرده ینی بچسبم بهت؟
خنده
چسبید بهش
راننده آینه رو تکون داد اونوری نبینه عقبو


در ادامه مطلب

(فلش بک به دوسال پیش)
آخر شب رو جدولِ جلو سینما
_لباس گرم نپوشیدی چرا؟
_سردم شه بغلم کنی
(حال،صندلی عقب)
_فیلم خوبی بود
_اره فقط بعد از بیست دقیقه اول دیگه نفهمیدم چی به چیه
_چرا؟
_دقیقه بیست اینا بود سرت اومد رو شونم...
(فلش بک،توو پیاده رو)
_حوصلم سر رفت
_بریم سینما؟
_بریم سینما تو فیلم ببین من تورو ببینم
(حال،صندلی عقب)
صدا بوسه
راننده ولوم ضبطو برد بالا
داریوش
منکه باور ندارم اونهمه خاطرمون...
(فلش بک،توو اتوبوس سرپا،مرز بین زنونه مردونه)
_اینجا جای بوس کردنه اخه؟ نگامون کردن جمعیت
_دلم خواست
(حال)
نگاه راننده به لرزِ دست و لب و پام
_سردته؟
_نه نگهدارید پیاده میشم
_نرسیدیم هنوز به اونجا
_پیاده میشم
زد بغل
دستگیره درو پیدا نمیکردم
باز شد با بدبختی
پیاده شدم
چهار قدم رفتمو برگشتم
پول از دستم ریخت کفِ خیابون
صدا تو ذهنم
نگاه نکن عقبو
نگاه نکن عقبو
چطوری اخه؟
زل زده بهم
(فلش بک به یه سال و دوماه پیش،رو همون جدولای جلو سینما)
_اگه یه روز اتفاقی تو خیابون دیدیم همو روتو نکن اونور
_اگه با یکی دیگه دیدمت چی؟
سکوت...

" علی_سلطانی "




طبقه بندی: غمگین، عاشقانه ها،

  • paper | فیس چت | کانون زبان انگلیسی